به نام آفریننده ی جهان دوستان همین الآن متذکر شوم که اگر با بعضی نامها ، اقلیت ها و شهر و لهجه ها شوخی شده خودتان ببخشید . و اگر می خواهید می توانم این سایت را ببندم . شما می توانید جک های خود را در قسمت ( فرستادن ) برای ما پست کنید تا با نام خودتان قرار داده شود . قربان تان یک دیوانه ی روانی شروع جک ها : يه هزارپا از يه مورچه خواستگاري ميكنه مورچه در جواب ميگه ، برو بابا كي حال داره جوراباتو بشوره -------------------------- ميدوني فرق موز با نارگيل چيه؟ نمي دوني؟ مهم نيست! ميرم از يك ميمون ديگه ميپرسم!!!! -------------------------- يه روز يه تركه پيچ گوشتي مي اندازه توي نافش كاسه هاش مي افته -------------------------- بوش مي افته تو اب پا ميشه مي بينه زنگ زده؟ -------------------------- به تركه ميگن : چرا زنبورها گل مي خورن؟ ميگه: چون دربازباناشون خوب نيستن... -------------------------- به اندازه تمام سلولهاى بدنم دوستت دارم.كوچيك شماتك سلولي... -------------------------- يه پيرمردي تو اتوبوس با عصاش ميزنه تو كمر شاگرد اتوبوس ميگه ببخشيداينجا فرمانيه است شاگرد ميگه نخير اينجا ستون فقرات بندس -------------------------- تركه عينك افتابيشو تو دستش ميچرخونده وقتي به چشماش ميزنه سرش گيج ميره -------------------------- برترين فيلمهاي جام جهاني 2006 آلمان . چند ميگيري راه بري با بازيگری علي دايي رنجر با بازيگری حسين كعبي رستگاري در 60 دقيقه با بازيگری ابراهيم ميرزاپور مزد ترس با نقش آفريني برانكو -------------------------- يه تركه هر شب جمعه ميرفته سرخاك پدرش فاتحه ميخونده.بعدازچندي خسته ميشه يه سايت تو اينترنت بنام پدرش باز ميكنه وهرشب جمعه فاتحه رو براي باباش ايميل ميكنه. -------------------------- يه بار به يكي ميگن باخرچنگ جمله بساز ميگه كره خر چنگ نزن -------------------------- به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟ -------------------------- يك روز يك مرغ ميره مغازه ميگه ببخشيد اقا ادامس شوهر من رو داريد -------------------------- مي دونيد سياهپوستان به شامپو بدن چي مي گن؟ مي گن مشكين تاژ -------------------------- مادره به بچش ميگه : مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد.بچه هم ميگه :آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود -------------------------- و خداوند عشق را افريد...........تا 110 بی کار نباشه -------------------------- تركه از بقل دختره رد ميشده به دختره ميگه جون جيگرتو /دختره بهش ميگه خفه شو ايك بيري/تركه ميگه ايك بيري نه خره بايد بگي بير ايكي اوچ دورت و... -------------------------- يك مرده به يك چوبان ميگه:(تو انقدر با اين گوسفندا بودي روت اثري نذاشته؟؟) چوبان ميگه:(نع,نع,نع) -------------------------- اطلاعيه وزارت بهداشت به آقايون دم بخت : به دليل شيوع آنفولانزاي مرغي تا اطلاع ثانوي قاطي مرغا نشيد .... -------------------------- يک ضرب المثل چيني مي گويد: يک ايراني اگر هواپيمايش سقوط نکند،از حوادث رانندگي جان سالم به در ببرد،آلودگي هوا زنده اش بگذارد و زلزله زير آوار له اش نکند،حتماً از خوشحالي خواهد مرد -------------------------- يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم!!!! -------------------------- يه روز يه نفر با عموش به فروشكاه ميره ازش مي پرسن چرا باعموت ميري ميگه اخه نوشته بودن ورود براي عموم ازاد است. -------------------------- ميدوني بهترين يونجه مال كجاست؟ .نمي دوني؟ مهم نيست و از يه گاو ديگه مي پرسم...! -------------------------- جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي ميشود... مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبيل: آن مرد بار بُرد، قزوين: آن مرد با يک بچه آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد -------------------------- يه قزوينيه دكتر براش آمپول مينويسه از ترس ميره تهران ميزنش. -------------------------- دولت اعلام كرده كه تا دو هفته ي اينده همه ي افغانيها بايد از كشور خارج بشن.عزيزم نكنه مارو فراموش كني و بي خداحافظي بري! -------------------------- يروز دو تا ديونه داشتن ميرفتن صداي تير شنيدن اولي گفت تير به تو خورد دومي ميگه نه اولي ميگه حتما به خودم خورد -------------------------- به قاضي مي گن حكم كن مي گه پيك -------------------------- يه نفرفيلم جنگي ميبينه جو ميگيرش سينه خيز ميره تلويزيون را خاموش ميكند -------------------------- جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم -------------------------- عبود و جاسم ميرن توالت عمومي عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي . يك دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم عزيزم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث كني -------------------------- شباهت لر با لامپ : هر دو دورشون مگس جمع ميشه. -------------------------- يه مرده خوابش سنگين ميشه .تختش مي شكنه. -------------------------- قزويني ها به سريال نرگس ميگن سريال بهروز!!!! -------------------------- يه روز يه بابايي عينك دوددي ميزنه بعد پسرشو مي بينه يكي مي زنه تو گوشش . پسر مي گه واسه چي مي زني باباهه مي گه اين وقت شب اينجا چي كار مي كني . پسره مي گه بابا عينكتو بردار باباهه عينكش رو بر مي داره باز دوباره يكي مي زنه تو گوشش پسرش . مي گه چرا دوباره مي زني . باباهه مي گه از ديشب تا حالا اين جا چي كار مي كني -------------------------- به يه نفر مي گن يه اگهي تبليغاتي در مورد خمير دندان پونه بگو ميگه خمير دندونه پونه چشمهارونمي سوزونه -------------------------- پيرو مرگ جانكاه پوپك گلدره هنر پيشه سينما پس از برررسي و بازجوئي از راننده خودروئي كه با آن مرحوم تصادف كرده بود . راز اين تصادف بر ملا شد وراننده خودرو اعتراف نمود كه از شوكت پول گرفته كه با پوپك تصادف كنه.يادش گرامي -------------------------- اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بزن تو سرش چون جوون بايد رو پا خودش بايستد. -------------------------- زين پس بجاي واژه غريب و بيگانه سزارين ، بگوئيم بچه به شرط چاقو -------------------------- يه بار يه مورچه برنج راحمل ميكنه ديسك كمرميگيره -------------------------- اصفهاني موز ميخوره تا يك هفته دستشويي نميره!!!!!!! -------------------------- يه باريه عربه يخچال مي خره كولر گازي از آب در مياد -------------------------- غضنفر عينكش را دور دستش مي چرخونه بعد ميزنه چشش، سرش گيج ميره ميخوره زمين! -------------------------- به بگور برره ميگن يه شعراز خودت در وكن ميگه: ديشب در ماه روي تو را ديده بيدم انگار كه ، فضانوردها در ماه ريده بيدند. خوب بيد -------------------------- به رشتيه ميگن بگو به جون زن و بچم . ميگه: به جون رشت و حومه. -------------------------- اولي:از مسافرت چي اوردي؟ دومي : تشريف -------------------------- مي دانيد شباهت نرگس وشوكت چيه هردو زن هستند -------------------------- يك ديوانه كنار درياايستاده بود و داد ميزد 333 دومي گفت چي شده ديونه دومي رو ميندازه توآب بعد گفت 334 -------------------------- يك روز معتادها را مي خواهند ترك بدهند مي گن چون نمي شه يكدفعه اين كار را كرد كم كم پس شروع مي كنند به جاي سه مثقال يك مثقال مي دهند معتادها اعتصاب مي كنند مي گند ما نمي خوايم يك مشقال يا مرگ يا شه مشقال -------------------------- مناجات بعد از طلاق : يارب ان نوگل خندان كه سپردي به منش انقدر لوس و ننر شد كه سپردم به ننش -------------------------- معلم-سركلاس-پس-از-انكه-موضوع-انشا-را-به-شاگردان-داد-به-عنوان-نصيحت-گفت-سعي-نكنيد-كه-از-نوشته-هاي-ديگران-استفاده كنيد-بلكه-انچه-را-كه-در-درون-خود-داريد-بنويسيد-يكي-از-شاگردان-در-برگه-نوشت-درون-من-يك-معده-قلب-كبد-دوكليه-وناهاري-است-كه-ظهر-خورده-ام. -------------------------- دعاي قزويني ها: خودم پشتت خدا پناهت -------------------------- يك روز سه ديوانه را ميخواستن امتحان كنن از اولي ميپرسن بگو سوسك ميگه شوشك از دومي ميپرسن ميگه شوسك از سومي ميپرسن ميگه سوسك ميپرسن چرا گفتي سوسك ميگه آخه زبونم گرفت -------------------------- فرق بين كك وفيل چيه ؟ كك مي تونه رو فيل بشينه اما فيل نمي تونه رو كك بشينه -------------------------- قزوينيه در كيسه برنج رو باز ميكنه ميگه : پس كو حميدش؟! -------------------------- يك روز يه پشه مست ميشه ميره كارخانه پيف پاف عربده ميكشه -------------------------- يه روز سه ديوونه ميرن استخر خالي اولي ميپره دست وپاش ميشكنه دومي هم همينطور سومي ميخوادبپره انصراف ميده ازش قضيه رو پرسيدن گفت اخه من شنا بلد نيستم ترسيدم غرق بشم -------------------------- يك روز يك لري جونش به لبش بسته بوده تف ميكنه ميميره -------------------------- بچه:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصابنيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم. -------------------------- يه اصفهانيه موزميخوره پوستشوميزاره لاي دفترخاطراتش!!!! -------------------------- به يكي ميگن ميدوني فرق كچل با هواپيما چيه ميگه اولا كه كچل فرق نداره ثانيا هواپيما هم نكته انحرافيشه -------------------------- يك روزيك مورچه يك برنج قشنگ قدبلندپيدا مي كنه كشن كشن مي بره به سمته خانه وسط راه مادرشوهرش رو ميبنه مادرشوهر ميكه عروس كلم اين برنج قدبلند روازكجااوردي مورچه صدا می زنه حمـــــــــــــيـــــــــــــــــد........... -------------------------- يه رشتي جلوي دريا نشسته بوده با يه سطل ماست و ميريخته تو اب. ميگن چيكار ميكني؟ ميگه اب دوق درست مكنم- ميگن با يه سطل ماست كه نميشه يه دريا دوق درست كرد كه ميگه نميشه ولي اگه بشه چيييي ميشهههه. -------------------------- خرسها با يه ظرف عسل خر ميشن... اسبها با چند حبه قند... طوطي با تخمه... سگ با استخوان ...مرد با زن زيبا ...زنا با يكم تعريف ... راستي برات موز خريدم -------------------------- 3 تاچيز هست كه بخواي نخواي مياد سراغت: مرگ , جيش , اس ام اس -------------------------- فرماندار رشت قول داده در سال جديد 90 درصد نوزادان رشت توليد داخل باشند. -------------------------- تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما..... -------------------------- تو يه فيلم خارجي طرف به زنش ميگه:شب به خير لورا,همه لورا ميگيرن ميخوابن. -------------------------- خروسه به مرغه ميگه يه نوك ميدي؟ مرغه با عشوه و ناز ميگه نه. خروسه ميگه:به درك با خودكار مينويسم!!!!!! -------------------------- از اون بالا: 1-كفتر 2-بلاي جان 3-يه دسته حوري 4-ملاقه و كفگير ميايه؟ -------------------------- از يه رشتي ميپرسن كدوم بچتو دوست داري مي گه وسطيه چون سيده -------------------------- 1-ميدوني به چند تا دختر توي استخر چي ميگن؟ راني هلو 2-به چند تا زن توي استخر چي ميگن؟ مرباي انجير 3-به چند تا پير زن توي استخر هم ميگن؟ يه كاسه سيرابي -------------------------- قزوينيه عروسي ميكنه رو كارت عروسي ميزنه آوردن يچه الزاميست -------------------------- يه روز يه بچه اصفهاني نمره رياضيش ميشه 20 به باباش نشون ميده باباش ميزنه تو گوش بچه بهش ميگه پدرسگ بانمره 10 هم قبول ميشدي لازم نبود اينقدر خودكار مصرف كني -------------------------- به يه نفر ميگن با احمد يه جمله بساز ميگه ديروز منو علي و رضا رفتيم سينما. ميگن پس احمدش كو ؟ ميگه اخه ما اونو نبرده بوديم. -------------------------- زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم! -------------------------- ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم! -------------------------- احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد! -------------------------- دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميكنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم! -------------------------- دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم! -------------------------- رئيس: خجالت نميكشي تو اداره داري جدول حل ميكني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نميذاره آدم بخوابه! -------------------------- ميدونستي صاحب شركت نوكيا يه قزوينيه ....نديدي وقتي گوشيتو روشن ميكني يه نفر دست يه بچه رو ميگيره -------------------------- جمله زير چند غلط املايي دارد شوراي عمنيط براي جلوگيري اذ جنگ طشكيل شدح عسط الف)ثه ب)چحار ج)حفت د)ياضدح -------------------------- يه بار يه خلبان توي جزيره آدم خوارها سقوط ميكنه تمام قبيله دور اون جمع ميشه يارو ميگه اي خدا كه بدبخت شدم ندا ميرسه نه بنده من هنوز بدبخت نشدي يه سنگ بردار بزن تو سر ريسه قبيله يارو هم اين كارو ميكنه و ريس قبيله ميميره و تمام افراد قبيله ميزارن دنبالش همينجور كه داشته فرار ميكرده ندا ميرسه كه اي بنده من حالا بدبخت شدي -------------------------- يه لنگه جوراب مست ميكنه.ميگه.عمرا اگه لنگمو پيدا كني -------------------------- چشمات مسه درياست بزار جورابمو توش بشورم -------------------------- يه روز دوتا خر داشتن با هم بازي ميكردن يه خرمياد ميگه منم بازي ميدين يكي از خرها جواب ميده:مامانم گفته با خرها بازي نكن -------------------------- يه روز دو تا غضنفر مي رند سينما منتظر ميشند تا فيلم شروع شه چراغهارو خاموش كه مكنن غضنفر اولي به غضنفر دومي ميگه بلند شو رفع زحمت كنيم مثل اينكه آقايون مي خوان بخوابند -------------------------- دعاي بدرقه ي قزويني ها: خودم پشتت خدا پناهت . -------------------------- آخه داماد خنگتر از احسان ديدي؟ نرگسو عوض كردن نفهميد -------------------------- يه روز يه قصابه با يه گل فروشه داشته صحبت مي كرده به اون مي گه تو كه گل فروش هستي چرا به جيبت گل اويزون نمي كني؟؟؟ گل فروشه مي گه مگه تو كه قصابي به جيبت گوشت اويزون مي كني؟؟؟ -------------------------- سوال از كدام طرف كفتر مي ايد؟ الف : بالا ب: پايين ج: چپ د:راست -------------------------- يك روز به مرده ميگن اگر بهت يك ماشين مدل بالا بدن چكار ميكني ميگه لاستيكاشو باز ميكنم لاستيك بازي ميكنم -------------------------- يه روز دو نفر با هم قدم ميزدند- يهو يه آينه پيدا ميكنن- اولي هرچي داخل آينه نگاه ميكنه نميفهمه كيه-دومي برميداره ميگه خاك بر سرت يعني تو منو نميشناسي! -------------------------- يك روز يه تركه تو ماشينش راديو روشن ميكنه بعد راديو ميگه : مسير همت به امام حسين بسته ميباشد. تركه ميگه خيله خوب باور كرديم چرا قسم ميخوري. -------------------------- كارگردان فيلمي كه قرار ماه رمضان از شوكت پخش بشه وثيقه گذاشته شوكت رو از زندان نرگس آزاد كرده -------------------------- به دريا بنگروم روي تو بينم به صحرا بنگروم روي تو بينم نمي دونم كي روي عينكم ريده كه هر جابنگروم روي تو بينم -------------------------- از قزويني مي پرسندبزرگترين سد دنيا چيه ميگه: شلوار لي -------------------------- يك روز يك مرد سياه با يك زن سفيد ازدواج كرد. بچه ي ان ها شطرنجي شد. -------------------------- مرده ميره ماه عسل وقتي برمي گرده زنش مي گه چرا منو نبردي ؟ مي گه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم .......!!!!!! -------------------------- يه روز به يك دختره كه كمي هم خجالتي بوده عيدي ميدن ميگه اگه لازم داريد باشه! -------------------------- لره مياد تهران مي بينه همه لباس آستين كوتاه پوشيدن تعجب مي كنه مي گه اوا پس اينا چه جوري دماغاشونو پاك مي كنن. -------------------------- به شوشتريه ميگن يه ماره خطرناك نام ببر ميگه -------------------------- ماره بچون (مادر بچه ها) -------------------------- به دليل بالا رفتن قيمت سكه فردا روز جهاني به اجرا گذاشتن مهريه مي باشد.به اين فكر كنيد كه ديه ارزانتر از مهريست. -------------------------- سوال تيز هوشان اردبيل : روز سيزده ابان چه روزيست؟ الف:17مرداد ب:32خرداد ج:اغاز سال1386 د:هرسه گزينه صحيح مي باشد -------------------------- يه روز يه تركه كه يه كم چاق بوده ميره نمايشگاه 206 بخره ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه ميادپايين و ميگه اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. مثلا 207 !!!!!!!!!!!! -------------------------- يه روزي يك مورچه ميره بيمارستان به 1 فيل خون بده دكتر بهش مي گه چند سي سي خون ميدي مورچه ميگه سي سي مي سي رو ولش كن برو پمپ و بیار -------------------------- يكي ازدواج ميكنه ميخواد خرجش كم بشه تنها ميره ماه عسل!!! -------------------------- يك روز يه تركه با عصبانيت وارد رستوران مي شه و رو به همه مردم ميگه همتون را مي كشم . يك سوسوله از جاش پا مي شه (با ناز ) مگه حتي من تركه (باعصبانيت ) ميگه حتي من -------------------------- رشتيه به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي . زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي. -------------------------- مي خواستن سه تا ديوونه رو امتحان كنن بيينن خوب شدن يا نه . براشون يه نوار نوحه ميزارن . مي بينن دو تاشون دارن مي رقصن يكي شون يه گوشه نشسته . فكر مي كنن خوب شده . ازش ميپرسن چرا اينجا نشستي مي گه هيس من عروسم -------------------------- يه تركه مياد تهران يدونه پرشيايه صفر ميبينه ميزنه شيششو خورد ميكنه صاحابش ميبينه ميگه مگه مرض داري طرف ميگه اه مال تو بود من فكر كردم مال شوكته -------------------------- يه روز پيرزني به شوهرش مي گه پنجاهمين سال سالگردمونو چي كار كنيم. شوهرش مي گه به نظرمن پنج دقيقه سكوت كنيم -------------------------- يه بار يه ......نشسته بوده توي جوب ميگن چرا نشستي اينجا؟؟؟ يارو ميگه ميخوام در جريان باشم... -------------------------- از تركه مي پرسن پرچم دزداي دريايي چه معني داره ؟ ميگه : خوردن كله پاچه تو دريا ممنو . -------------------------- يه مرده زخم معده ميگيره چسب زخم ميخوره -------------------------- يه نفر ميخواسته خودكشئ كنه ميره تو گلدان ميشينه ميگه به من اب نديد -------------------------- يك خبرنگار از برانكو مي پرسه در بازي هاي جام جهاني تاكتيك تون چي بود كه اين قدر خوش درخشيديد؟ ........................ تاكتيكمون!!!!!!!!!!!!!!!!! حميد؟ -------------------------- يه روزدوتاماكسيماباهم ازدواج مكنن بچه اشون زيان ميشه چون ازدواج خانوادگي بوده -------------------------- وقتي ازدواج كردي عكس همسرتو بذار تو كيفت تا هروقت به مشكلي برخوردي بهش نگاه كني و يادت بياد يه مشكل بزرگتر هم داري -------------------------- يه روز يه كبريت سرشو مي خارونه اتيش مي گيره -------------------------- حسني از كنار گاوه رد ميشه گاوه ميگه ما ، حسني ميگه ما بيشتر -------------------------- در پي توهين پاپ به مقدسات ، موسيقي پاپ به موسيقي گل محمدي تغيير نام پيدا كرد -------------------------- ميدانيد شباهت لرباخورشيد چيه؟ هردوازپشت كوه مياند -------------------------- بعداز پايان سريال نرگس درقزوين جشن برگزارشد چون بهروز ايدز نداشته -------------------------- خروسه ميره لب ديوار ميبينه ماشين حمل مرغ رد مي شده صدا ميزنه بچه ها بياييد سرويس دخترها رد مي شه . -------------------------- يه روز به يه غضنفره ميگن چرا بايد همه چيزو به شما دو بار گفت.غضنفره ميگه چي -------------------------- تركه ميره زیارت امام رضا احساساتي ميشه ميگه ياامام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور مي كني -------------------------- يه روز تركه رو برق سه فاز مي گيره پرت ميشه بلند ميشه مياد جلو ميكه اگه مردي يه فاز بيا جلو -------------------------- ميدونيد قزوينيا تو عروسيشون چه آهنگي ميزارن ؟ آهنگ عزيزم بگو بر ميگردي -------------------------- از يه يارو مي پرسن يه موجود نام ببر؟؟؟ ميگه يخ ميگن يخ مگه موجوده؟؟؟ ميگه پس چرا مي نويسن يخ موجود است -------------------------- جاسم وعبودباهم به خدمت رفته بودندجاسم برائ مرخصئ به خانه امده بودديدتمامئ خانواده ئ عبوددريك تصادف وحشتناك ازبين رفته اندبرگشت تاخبررابه عبودبدهدگفت عبوداين شتره هست كه در خونه ی همه مئ خوابه عبودگفت خوب ، جاسم گفت درخونه ئ شماريده -------------------------- يك روز 2 تا دروغگو به هم ميرسن اولي ميگه: پدر من يك انبار بينهايت بزرگ دارد دومي ميگه: پدر من يك چوب بينهايت بزرگ داره اولي ميگه: چوبتونو كجا ميزارين؟ دومي ميگه:تو انباره پدرت -------------------------- يك روز يه مرد تلفن بيسيميه خونش رو هر جا ميرفت ميبرد يك روز تو دست شويي بود تلفن زنگ ميزنه ميگه خونه مراد است ميگه نه اينجا دستشويي خدافظ -------------------------- يك باردوتانقل عروسي به هم ميخورند كل ميزنند. -------------------------- يك روز يه تركي با برق 220ولت لباسشو وخودشو خشك ميكنه -------------------------- دستام خسته شد پاهام تاول زد از كمر افتادم ديگه جون ندارم دارم ميميرم اگه ميشه از اندي بپرس خوشگلها تا كي بايد برقصند -------------------------- يه روز يه بچه كوچولو به يه زنه حامله ميگه خانم شما اون بچه اي كه تو شكمتون هسته رو دوست داريد زنه ميگه اره ، بچه ميگه مطميني ميگه اره بچه ميگه پس چرا قورتش دادي. -------------------------- مي دوني اگه گربه با كلاغ عروسي كنه بچشون چي ميگه نه ميگه:غيو غيو... -------------------------- يه روز يه اصفهاني رو مي خواهند اذيت كنند اونو مي بندند به تير برق مي گن كوچه ي پايني شام ميدهند -------------------------- به لره ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين لره ميكه بله ؟ پس انكه جلوته چي يه. -------------------------- جوايز نفيس بانكهاي قزوين نفر سوم 5 كودك نفر دوم 10 كودك نفر اول كليد مهد كودك -------------------------- به يه تركه ميگن مياي بريم هيات ؟ ميگه نه من شام خوردم -------------------------- در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان نام پاپ كورن به چس فيل تغيير يافت!!!!!!!!! -------------------------- به ترکه ميگن ميدونی چرا روی خيابان ولی عصر اين اسم را گذاشتند ميگه آخه صبح هاو ظهر ها خبری نيست ولی عصر بيا ببين چه خبره -------------------------- يه بار دو تا فيل ميرن بالاي يه درخت يكي رد ميشه ازشون ميپرسه چرا شما رفتين اون بالا ميگن آخه ما فيل نيستيم ما گيلاسيم. -------------------------- يه روز 1 تهروني پرتقال خوني ميخوره ايدزميگيره -------------------------- دختر تهرانيه تو خيابون ميرفته يهو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم -------------------------- ميدونين تفاوت شهرداري با صدا و سيما چيه؟؟؟؟ اولي آشغال جمع ميکنه...دومي آشغال پخش ميکنه -------------------------- يه روز چندنفربراي بازديدوارد تيمارستان مي شوند مي بينند يكنفر مريم مريم ميكند مي پرسند جرااينقدر مريم مريم مي كني جواب مي دهند كه او عاشق مريم بوده ولي بهش نمي رسه جلوتر ميرن مي بينند يكنفر ديگه هم مريم مريم مي كنه از او مي پرسند كه چرا مريم مريم مي كني ميگن مريمه بود اون رو دادنش به اين . -------------------------- به رشتيه ميگن به جون زن و بچه ات قسم بخور ميگه به جون رشت و حومه -------------------------- من خيلي با تو حال ميكنم برم ماهيگيري = چون هيچكس مثل تو كرم نداره -------------------------- به رشتيه ميگن مگه تو رشت دختر نجيب هم پيدا ميشه ميگه آره ؟ ولي 20 تومان گرونتره -------------------------- دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه -------------------------- عربه ميره تست بازيگري بده بش ميگن از ته دل گريه كن جيش ميكنه تو خودش -------------------------- سازمان سنجش اعلام مي كند كه هيچ قزويني حق ندارد پشت كنكور بماند -------------------------- يه روزلره ميره اورسو فتح كنه بهش ميگن حدفت از فتح اورس چيه مگه مو حدف مدف حاليم نمشه مو اومده بودوم كونار بچينم -------------------------- متن سوال: بي تو سردمه ... 1) پتو 2) شوفاژ 3) آرش 4) بخاري -------------------------- يه بار دختره رشتيه شب ديروقت ميره خونه رشتيه ازش مي پرسه دختر تا اين وقته شب كجا بودي؟ دختره ميگه اخه بهم تجاوز كردن رشتيه خيلي خونسرد ميگه تجاوز 1 ساعت 2 ساعت بقيه شو كجا بودي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ -------------------------- به يك لره مي گن بيا بريم هفته دفاع مقدس لره ميگه شما بريد من براي چهلم مي ايم -------------------------- 1-زيرشلواري راهراه مي پوشند2-وقتي بستني ليواني ميخورنددرِش راليس ميزنند3-وقتي يك قلپ نوشابه ميخورندنگاه به نوشابه مي كنند4-توچهارچوب درب واميستن ميگويندبفرما5-دوروبرونگاه مي كنند اگركسي نبودمحكم مي گوزند -------------------------- دوتا رياضي دان داشتن باسناشونو به هم ميماليدن بد بشون ميگن داريد چي كار ميكنيد ميگن داريم مخرج مشترك ميگيريم -------------------------- به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن. -------------------------- اگه گفتي آمبولانس چه جوري مي گوزه ........ بي بو بي بو بي بو -------------------------- ميدوني شجاعترين مرد جهان كيه؟ نه! نميدوني: امام جمعه قزوين -------------------------- قزوينيه ميره پيش روانشنناس ميگه اين كودك درون كه ميگن كجاست ؟ -------------------------- اولي .ميدوني شباهت پژو جي ال ايكس باتوپولوف چيه دومي.هر دو موتوراشون اتيش ميگيره. -------------------------- تودرقلب من جاداري تودر رگهاي من جا داري رفتم دكتر گفت انگل داري -------------------------- سه ديوانه ميگن خوب شدن! دكتر به هر كدومشون يه مقدار ذغال ميده مي بينه چي ميكنن. اولي ذغال ها را به آب مي اندازد. دومي ذغال ها را خورد مي كند. سومي ذغال ها را به سرش مي گذارد و مقابل دكتر راست مي ايستد. دكتر مي پرسه چي مي كني؟ ميگه: بفرما قليون -------------------------- اصفهانيه موز ميخوره تا يك هفته علامت سوال ميرينه !!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟............. -------------------------- سه ديوانه ادعا كردن كه خوب شدن.دكترشون گفت كه بايد ازشون امتخان بگيره.یه ميزو چرب كرد گفت بريد بالاش لامپ ببندين.اولي رفت بالا با سر اومد زمين دومي ام همين طوري شد ولي سومي يه روزنامه پهن كرد رفت بالاش لامپ بست.ازش پرسيدن چرا ؟ گفت ميخواستم قدم بلند شه. -------------------------- به يه مرده يه ماشين مي دن فرمونش سمت راستش بوده بعد از چند وقت ازش مي پرسن از ماشين راضي هستي ميگه آره ولي نمي دونم چرا هر وقت تف مي كنم مي خوره تو صورت زنم -------------------------- يه روز يه نفرميره دزدي تفنگشو ميذاره پس كله ياروميگه اگه تكون بخوري بالگد ميزنمت -------------------------- يه گربه شب به دنيا مياد اسمش را ميذارند شوكت -------------------------- خدا كنه برق خونه همتون قطع بشه كه نتونيت سريال نرگس رو نگاه كنيد سازمان حمايت از شوكت -------------------------- به نظر تو خوشبخت ترين زن دنيا كيه؟ به نظر من خوشبخت ترين زن دنياحوا بوده براي چي؟ براي اينكه مادر شوهر و خواهر شوهر نداشته -------------------------- يه نفر شنيده بوده تو يه جزيره ادم خوار هست.از قضا يه بار گذرش مي افته اونجا.يه نفرو مي بينه بهش ميگه اينجا هنوز ادمخوار هست؟يارو ميگه نه اخريشو ديروز خورديم!11111! -------------------------- ميدوني فرق تو با گاو چيه؟؟ شوخي كردم بابا ناراحت نشو هيچ فرقي ندارين -------------------------- به تركه ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟! -------------------------- سرباز:اينجاماهيگيري ممنوعه. فلاني:ولي تابلو كه نزدين. سرباز:نزديم كه نزديم.زودباش ازبالاي اكواريوم بياپايين. -------------------------- ميگن دستشويي چند بخش ميگن دو بخش زنانه مردانه -------------------------- مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم -------------------------- يه بچه اصفهانيه به باباش ميگه : بابا چي ميشد ما هم مثل همه مردم با كشتي سفر كنيم باباش ميگه : حرف نزن بچه شناتو بكن ! -------------------------- مي دوني فرق سوزن با كاه چيه؟ هميشه كه جواب اين زير نيست,يه بار مغز پوك خودت و به كار بنداز! -------------------------- معلم به شاگرد ميگه الفبا رو بگو ميگه الف ب پ ت ث چهار پنج شش..... بهش ميگه انگليسي رو بگو ميگه اي بي سي چهل پنجاه..... معلم ميگه اصلا يه ضرب المثل بگو . ميگه نابرده رنج گنج پنج شش ........ -------------------------- يه روز يه بچه به باباش ميگه پنج تومان بده باباش ميگه چهار تومان سه تومان واسه چيته بيا اين دو تومان و بگير يه تومان هم پس بيار -------------------------- دوتا نوشابه با هم دعوا مي كنند نوشابه زرد به سياه مي گه هنوز نزدمت سياه شدي -------------------------- از يه رشتيه سوال مي كنن سخت ترين سوال كنكور چي بود ميگه نام بدر چيست -------------------------- مثبت انديشي يعني اينكه:وقتي يك پرنده روي سرت ريد هزار بار خدا رو شكر كني كه چرا گاو ها پرواز نمي كننن -------------------------- به يارو ميگن تو چرا هميشه مشكي ميپوشي؟ميگه: آخه من ختم روزگارم!!! -------------------------- يه مار و يه جوجه تيغي با هم ازدواج مي کنن، بچه شون سيم خاردار مي شه -------------------------- يه روز يه مار با يک زرافه ازدواج ميکنند بچشون قوربآغه میشه چرآ؟ چون بچه دآر نمیشدن از پرورشگاه بچه آوردند -------------------------- بچه یه خسیسه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي. -------------------------- نیازمندیها؛ آگهي استخدام : به يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان فرانسه، خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با موسيقي کلاسيک و تبحر در نواختن پيانو، جهت نظافت منزل نيازمنديم. -------------------------- به يه یارو می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : اِ مگه روشنم می شه؟. -------------------------- يك روز غضنفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم. -------------------------- از یارو می پرسن شغل شما چیه؟ میگه تو بربری فروشی کار می کنم میگن کجاش ؟ میگه: قسمت کامپیوترش -------------------------- یارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاكى ميشه ميگه: مرديكه اين چيه؟ یارو:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست -------------------------- يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هوا ميره نميدونی تا کجا ميره -------------------------- يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم -------------------------- يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش -------------------------- یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم -------------------------- يه روز دو تا پسره ميرن قطب شمال ، ميرسن به يه اسکيمو ، بهش ميگن آقا شما اينجا زن سياه داريد ، طرف ميگه آره داريم ، دوباره ميگن زن سفيد هم دارين ، يارو ميگه بله زن سفيد هم داريم ، دوباره ميگن زن سياه و سفيد چی ؟ اونم دارين ، يارو ميگه نه زن سياه و سفيد نداريم ، يکهو يکيشون ميزنه پس گردن اون يکي ميگه نگفتم اين که می ک........ پنگوئنه ! -------------------------- يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه -------------------------- دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم ! -------------------------- گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن -------------------------- زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه 3-مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) 4 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه -------------------------- به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم -------------------------- اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی : آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ، تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ، اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ، فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا ؟ -------------------------- از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل -------------------------- از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه -------------------------- از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر -------------------------- يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت -------------------------- آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه -------------------------- يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما -------------------------- آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه . آخه بهشت زير پای مادران است -------------------------- خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه : بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد -------------------------- تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه. تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم -------------------------- يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته -------------------------- اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ -------------------------- يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت -------------------------- به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه -------------------------- يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه -------------------------- !!!! يه دفعه پليس ( بامشاد ) را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم -------------------------- به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن -------------------------- يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده -------------------------- دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوری ميرم زن ميگيرم دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني -------------------------- يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم -------------------------- مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم -------------------------- از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند خشاياره ميگه : گاو بهتره مي پرسند چرا ؟ ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه -------------------------- يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي پيرزنه ميگه : نه افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده -------------------------- يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم -------------------------- خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا -------------------------- آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه خانمه گفت : غنچه آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد -------------------------- يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست -------------------------- - چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟ - آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند! -------------------------- - ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ - هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره! - ... ببخشيد چي گفتي؟ -------------------------- تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره... -------------------------- بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟ بذارين شوهرتون مال اون بمونه! -------------------------- - مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟ - دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه! -------------------------- - بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟ - شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده! -------------------------- آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم... -------------------------- يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه: - خوش گذشت؟ - عالي بود! خيلي كيف كردم! - خوب حالا چقدر خرجت شد؟ - ده هزار دلار! خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه: - خوش گذشت؟ - عالي بود! خيلي كيف كردم! - خوب حالا چقدر خرجت شد؟ - ده دلار! - مگه ميشه؟ - چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم! -------------------------- فالگير: فردا شوهرتون ميميره! زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه! -------------------------- هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق! -------------------------- وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد! -------------------------- - چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟ - معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند! -------------------------- - به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟ - خواجه! -------------------------- مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم! زن: خير پيش! -------------------------- فرق يك مرد با يك گربه چيه؟ - يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه. -------------------------- - فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟ - هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده! -------------------------- - وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟ - هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده! -------------------------- - وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟ - كار نيكو كردن از پر كردن است! -------------------------- - به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟ - بيوه. -------------------------- - به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟ - بيوه. -------------------------- - چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟ - چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه! -------------------------- يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده! -------------------------- - خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد... - خوب پس زياد زجر نكشيده! -------------------------- يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که : تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله -------------------------- يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه -------------------------- يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو -------------------------- به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم شير بخور -------------------------- خشايار و بهروز خالي بند را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره ميگه جريان چيه ، میگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار -------------------------- ( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت ( من کـــارم من کــارم ) کدومـــــه !!! -------------------------- يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاصه هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته -------------------------- آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا صد و ده طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صد و پنج نزول ميدن -------------------------- طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حجله ..... خلاصه میبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد میبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم -------------------------- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش! -------------------------- مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 -------------------------- طرف خيلي شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُچهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ خشايار ميگه: خشايار انچهره! -------------------------- از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان ! نــــــــــــــه غلام -------------------------- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يهخورده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟! -------------------------- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها! -------------------------- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله! -------------------------- آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره -------------------------- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟! -------------------------- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم -------------------------- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني! -------------------------- خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز و روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين ! -------------------------- از یارو ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ یارو انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست! -------------------------- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي! -------------------------- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين! -------------------------- يه بابائي تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجو بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم! -------------------------- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن! -------------------------- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون! -------------------------- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن! -------------------------- تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها! پس حتماٌ برج ايفله! -------------------------- ترکه ميره مسابقه بيست سوالي ، رفقاش از پشت صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، ترکه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. ترکه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه! -------------------------- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! طرف هول ميشه، ميگه: شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم! -------------------------- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو خشايار داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي ميگه: من شمارشو برداشتم! -------------------------- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن! -------------------------- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم! -------------------------- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن! -------------------------- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيهها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو ميخوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي! -------------------------- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟! -------------------------- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد! -------------------------- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه! -------------------------- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون! -------------------------- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه! -------------------------- يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم! -------------------------- ميخواستن سیاوش قمیشی رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن! -------------------------- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد! -------------------------- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي ! -------------------------- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش! -------------------------- يارو ميره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوهچيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم -------------------------- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم! -------------------------- یه گيجي مثل من ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن! -------------------------- يك شب تلويزيون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن! -------------------------- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟! -------------------------- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا! -------------------------- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد! -------------------------- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف! -------------------------- يه مشنگي يهو بي هـوا مياد تو اتاق ، خفه ميشه! -------------------------- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه! -------------------------- آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است -------------------------- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه! -------------------------- خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم! -------------------------- ياسمن گل بانو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم! -------------------------- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه! -------------------------- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يه خورده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده! -------------------------- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم! -------------------------- يه عاشقي از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت! -------------------------- زن تركه دو قلو ميزاد، تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه، به يارو ميگه: حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم! -------------------------- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد! -------------------------- سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده -------------------------- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي! -------------------------- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور! -------------------------- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه ميكرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:ميگه: بابا بيخيال، شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً الان يدونه مَشتيشو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار، رئيسم هم بيرونم كرد! بعد اومدم برگردم خونه، ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، گفتن كاريش نميتونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايهها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي! -------------------------- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم! -------------------------- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون ميگفته: احمق...بيشعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه! -------------------------- ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه! -------------------------- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نميفهمم چرا موكتش كردن؟! -------------------------- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟! آبيش ! -------------------------- تركه ميفته تو جوب، سند ميگذاره مياد بيرون! -------------------------- يه مسئولي داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... طرف ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟! -------------------------- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه! -------------------------- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي ميگه بخاري! يارو كف ميكنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟ باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت! اکـــــي -------------------------- لره توي اتوبوسِ تهران-خرمآباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي ميكني؟! اينا که همه خوابن! -------------------------- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك ميگفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه، تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده! -------------------------- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟! باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه، ميگه: بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، يه چيزِ بيربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره. تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟! -------------------------- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده -------------------------- سيگاريه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:بله. طرف ميگه: بيزحمت دونخ بدين -------------------------- برای این 3 روز کافیه -------------------------- خداحافظ . قربانتان یک دیوانه روانی . نظر یادتون نره . من منتظر جک های شما هستم .